لیلاخ

از مجموعه‌ی جدید #لیــــــــــــــــــــلاخ


زمستان بهانه بود:


زمستان بهانه بود

تا در بعیدترین نقطه‌ی آغوشت جان بگیرم!


زمستان بهانه بود؛

می‌خواستم از هر کجای شهر

رد قدم‌هایم را بگیرند، به تو ختم شوم!


می‌خواستم؛

دست‌هایم بوی تو را بگیرند

دهانم گرم اسمت باشد،

چشم‌هایم به زیباییت برسند!


می‌خواستم؛

برشی از تمام رویاهایم بمانی

در نگاهم تاکستان باشی

و طعم انگورهای بی‌دانه بدهی!


می‌خواستم؛

خواب در پیراهنم نماند،

کفش‌هایم همخواب کفش‌هایت باشند،

فصل‌ها تغییر شکل بدهند،

با تو مزه‌ی باران عوض بشود!


زمستان بهانه بود؛

می‌خواستم شیب دنیا

به سمت خنده‌های تو باشد

تا لب‌هایت

در هجوم بوسه‌هایم شکوفه بدهند......

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"اینجا بهشت من و بانوی من است،

لطفاً با وضو وارد شوید"



می‌زار


/ 2 نظر / 96 بازدید