لیلاخ

از مجموعه‌ی جدید #لیــــــــــــــــــــلاخ


به رویاهایت رسیده‌ام:


من

بی‌سرزمین‌تر از بادم؛

هربار که به سمت "تو" می‌وزم

اُرکیده‌ای به سینه‌ات سنجاق می‌شود!

هربار که به سمت "تو" می‌وزم

جا می‌مانم در؛

آذر ابروهایت

بهمن دست‌هایت،

تیر موهایت

یا اردی‌بهشت صدایت!

می‌دانی؟!

من،

صبورانه دوستت دارم!

آغشته‌ام به رباعیات چشمانت

و به این پاییز عریان وعده‌ی شعرهایی را داده‌ام

تا با ملودی‌اش که صدای توست،

درختان باغچه را بخواباند!

من،

صبورانه دوستت دارم

و آرام و بی‌صدا

از خواب‌هایت عبور می‌کنم و به رویاهایت می‌رسم!

هربار که تو

آنجا

در بگومگوی مژه‌هایت

چشم‌هایت را می‌بندی،

من

اینجا،

خوابِ لب‌هایت را می‌بینم

که چیزی فراتر از اَنارند و تَرَک برداشته‌اند.....

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ‌‌‌‌

"اینجا بهشت من و بانوی من است،

لطفاً با وضو وارد شوید"

می‌زار


/ 0 نظر / 64 بازدید